X
تبلیغات
رایتل

بالا افتادن !

آرزوهام

 

خیلی بی دلیل با یک لبخند خیلی گنده جلوی لپ تاپ قراضه عهد دقیانوسم نشستم و با تمام وجودم دارم نفس میکشم.... و ذره ذره این هوای نمدار رو که از لای پنجره به زور خودش رو به داخل اتاق پرتاب میکنه در عمق ششهام حس میکنم .... غرقه در آرزوها و خیالات به روزی فکر میکنم که همیشه توی رویاهای من ، زنده بودن و هستن ... هر قدمی که برمیدارم برام امیدبخش روزهاییه که همیشه میبینمشون ....

دوباره احساس جوونی میکنم..حسی که خیلی وقت بود ازم دور بود....

 دارم کتاب بادبادک باز رو میخونم...بعد از اینکه کیوان دربارش تو وبلاگش نوشته بود کلی برام جالب بود و حالا میبینم که واقعا کتاب با کشش و جالبیه ..آدم واقعا حسش میکنه .... این اولین کتابیه که بعد از مدتها دارم میخونم و نصفه ولش نکردم !!!‌:))

نظرات (7)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
من سردم

و انگار هیچگاه گرم نخواهم شد

و باز هم دلم می خواهد فریاد بزنم

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در ذهن یک کوچه تنها ترم

بیا ٬ تا برایت بگویم . . .
چهارشنبه 30 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 07:01 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام خاله
واقعا از خوبیهات بگو - نه از کتاب نخوندنت :)
حال من را هم بپرس
پنج‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 04:10 ق.ظ
امتیاز: 0 0
خیلی ها از بادبادک باز تعریف کردن.حتا کسانی که نظرشون واسه م مهم بود خوندنش رو توصیه کردن.اما نمی دونم چرا وقتی رفتم تا بخرمش و وقتی ورقش زدم خوشم نیومد!!!
شاید چون اون بیچاره افغانی بود.ولی خب تعریف های اینور و اونور از این کتاب خیلی زیاده.شاید منم تسلیم شدم.
جمعه 2 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 12:25 ق.ظ
امتیاز: 0 0
خوش بحالت که حس جوونی میکنی بین خودمون من اصلا این حس یادم رفته شاید چون خسته و حیرانم... کاش میشد باز آدم میشدم و با شادی و امید و دیوانه وار به آسمان میجهیدم!! بادبادک باز رو امروز میرم سراغش بنظر بامزه میاد
دوشنبه 5 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 05:40 ب.ظ
امتیاز: 0 0
من shel silverstein هستم و آمده ام تا حق کوپی رایتم را بگیرم .. .

منظورم اسم وبلاگ شماست انتخاب زیرکانه ای بود موفق باشید .
سه‌شنبه 6 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 09:53 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلاام عزیزم

چططوری......
نوشته هات جالبه
من که خوشم امد خوشحال میشم به من هم سر بزنی

فعلا بابای
یکشنبه 11 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 05:30 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام.. اسم نامزدمو تو گوگل سرچ کردم یکی از گزینه ها وبلاگ شما بود کنجکاو شدم... و حالا اینجام.. من فیلم کوتاه میسازم .. انگار اهل فیلمی.. اینم از ما یادگاری داشته باش:
ساده باشیم
چه در باجه یک بانک...
چه در زیر درخت. . .
سهراب سپهری.
خوش و خندون باشی...
سه‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 11:10 ب.ظ
امتیاز: 0 0